شايان توجه است كه اين مجموعه قوانين بيزانسي بيشتر به زبان لاتيني بود، ولي بلافاصله ترجمهها و منتخباتي به زبان يوناني صورت گرفت.
12. زبانشناسي و فن تعليم بيزانسي، لاتيني و چيني. در اين فقره بيمناسبت نيست از برخي آثار تربيتي گفتوگو كنيم كه ربطي به مطالعهٴ زبان ندارد. علت اين كار اين است كه در گذشته، حتي هنگامي كه موضوع آن فرق ميكرد، باز فن تربيت بر تعليم زبان متكي بود. حتي امروز هم مشكل است اين مفهومها را تفكيك كرد، و ما هنگامي كه دربارهٴ يك مربي فكر ميكنيم، معمولاً يك نحوي در نظرمان مجسم ميشود.
پريسكيانوس افريقي دستور زباني به لاتيني نوشت كه تقريباً مهمتر از دستور زبان دوناتوس بود. او رسالهاي هم دربارهٴ ارقام، اوزان و مقادير نوشت. آثار تربيتي زيادي را كه به وسيلهٴ قديس بنديكت و كاسيودوروس تأليف يا الهام شده، قبلاً خاطرنشان كردم. هر فيلسوف، و بايد بگوييم هر اهل علمي در عهد قديم و قرون وسطي يك مربي بود؛ به استثناي مدارس منظم، كه تعدادشان چندان زياد نبود، شاگرداني كه به گرد حكيم حلقه ميزدند، طبعاً مدارس كوتاهمدت يا درازمدت فوقالعاده زيادي را تشكيل ميدادند.
هسوخيوس مورخ يك واژهنامهٴ يوناني تأليف كرد كه حاوي شرححال مختصري از ادباي يوناني بود.
چوهسينگ - سسو مقالهٴ هزارحرفي را نوشت كه تا امروز از اساسيترين كتابهاي درسي چينيان است. چياسسو - هسين رسالهاي در تدبيرمنزل و تهيهٴ خواربار نوشت. كويه - وانگ واژهنامهٴ جديدي تأليف كرد به نام
يوپين، كه در آن حروف در زير 542 ريشه طبقهبندي شده است.
13. اشارات نهايي. يقين دارم اظهاري كه در آغاز اين فصل كردهام با اين نظر اجمالي بهخوبي اثبات شده است. پايان مدرسهٴ آتن بسيار افتخارآميز بود. كساني مانند آمونيوس، داماسكيوس و سيمپليكيوس ميتوانستند مايهٴ اعتبار هر مكتبي باشند. فيلوپونوس يكي از نوابغ نادري بود كه پيش از سدهٴ هفدهم روحيهٴ ارشميدسي را ارائه كرد. مدارس جديدي در تحت تعاليم قديس بنديكت در غرب به وجود آمدند، كه رسالههاي بويتيوس و كاسيودوروس را مورد استفاده قرار دادند؛ و مسلماً از لحاظ مقاصد فكري بسي فروتر از مكتبهاي كفار بودند، با اين حال متكفل خدمات شگفتي شدند. وظيفهٴ آنان تا زماني پيشگامي نبود، بلكه بيشتر جنبهٴ تبليغ و تعليم داشت. مدرسهٴ ايراني جنديشاپور از قرار معلوم بلندهمتي بيشتري داشت، با اين حال، هدف اصلي آن بيشتر انتقال بود تا ايجاد. بسياري از نمونههاي معارف يوناني در آثار سرياني و لاتيني مورد ترجمه يا اقتباس قرار گرفت. هنوز منبع معارف يوناني يكباره نخشكيده بود. مكتب رياضي قسطنطنيه در پرداختن به دشوارترين مسائل رياضي دچار ترديد نشد. آيتيوس آمدي تنها يك مدون نبود، او ملاحظات زيادي بر ملاحظات پزشكان قديم افزود و به انتقال آنها كمك كرد.